زبورِ دل

اندر معنای زبور: نوشته یا کتابی را زبور گویند.
اما زبور دل!
هر دلی را زبوری است در این عالم، کاش زبوری ناب بنویسیم بهر دل خود

کلمات کلیدی
محبوب ترین مطالب
مطالب پربحث‌تر
آخرین نظرات
  • ۲۶ ارديبهشت ۹۷، ۰۰:۲۴ - محسن رحمانی
    تشکر.
  • ۱۵ آبان ۹۶، ۲۱:۱۳ - محسن رحمانی
    :)
۲۴ مهر۲۳:۲۹
امشب سخن هر محفل
خرابه ی شام بود
من اما
داشتم به خرابه ی دلم فکر می کردم
که می خواستم به دست بانوی سه ساله ای بسپارم
تا آبادش کند...

بخوان ای مرثیه سرا
شرح آوارگی خود ما را
ما آواره شدیم نه آن آزاده ها




+امشب توفیق نصیبم شد، میهمان محفل مولا باشم.
زبور دل | ۲۴ مهر ۹۴ ، ۲۳:۲۹

نظرات  (۳)

سلام
 حرف دل ما هم همینه...
پاسخ:
کاش خرابه ها سامان بگیرد

نازم به آنکه هستى خـود داد و از خـداى

روز ازل مـتاع شفـاعت خـریده اسـت
تنهــا زمین نگشتـه عـزا خانـه حـسین
پشت فـلک هـم از غم آن شه خمیده است

یک نیمه شب بهانه‌ی دلبر گرفت و بعد

قلبش به شوق روی پدر پر گرفت و بعد

 

اما نیامده ز سفر مهربان او

یعنی دوباره هم دل دختر گرفت و بعد

 

آنقدر لاله ریخت به راه مسافرش

تا خواب او تجلی باور گرفت و بعد

 

آخر رسید از سفر، اما سر پدر

سر را چقدر غمزده در بر گرفت و بعد

 

گرد و غبار از رخ مهمان مهربان

با اشک چشم و گوشه‌ی معجر گرفت و بعد

 

انگار خوب او خبر از ماجرا نداشت

طفلک سراغی از علی اصغر گرفت و بعد

 

از روزهای بی کسی اش گفت با پدر

یعنی نبرد بغض و گلو در گرفت و بعد:

 

خورشید من به مغرب گودال رفتی و

باران تیر و نیزه و خنجر گرفت و بعد

 

معراج رفتی از دل گودال قتلگاه

نیزه سر تو را به روی سر گرفت و بعد

 

دلتنگ بود دخترت و سنگ ِ کینه ای

بوسه ز چهره و لب و حنجر گرفت و بعد

 

...

 

اما دوباره فرصت جبران رسیده بود

یک بوسه آه از لب پرپر گرفت و بعد

 

جان داد در مقابل چشمان عمه اش

با بال های زخمی خود پر گرفت و بعد ...

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی